برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
تمام سکوتها پایان می یابند . همهمه بر پا میشود . اگر روزی چنین شد بدانید یک نفر رفت یک نفر که تمام عمرش سکوت بود. با سکوت حرف میزد ، رویا می بافت و صحنه ای می دید و شوخی میکرد. دنیایش عمیق بود . همین بود که رفت .
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
به من هدیه داد
تا آرامشی داشته باشم
روی بالشت تو
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
صورتهای سرخ شده از سرما درههای بسته فروشگاهها و دستهای فرو رفته در جیب . هوا به طور محسوسی زیر صفر رفته ، همون چیزی که من دوستش دارم واقعا زیر صفر!
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
حرفای تازه میشنویم . دو روز بعد از ورودم به دهه سوم زندگی این تکه دیالوگ از فیلم سگ کشی از یکی از سنگستانی ها افتاد توی ذهنم اون هم از پیشنهاد گاز انبری وار مادرم مادرم به من. بلی تو خودم گفتم حرفای تازه میشنویم . گاهی اوقات این حرفهای تازه مثل میخ تو مغزت فرو میرن . پیشنهاد مادرم مثل شمشیر دو لبه ست طوری که نباید یک درصد هم راجع بهش ریسک کنم و اولین اشتباه میتونه آخرین اشتباهم باشه ولی مطمئنم که باید هر طور شده قضیه رو جمع و جور کنم و به صورت گاز انبری پیشنهاد رو از کله اش بندازم بیرون .
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
دلم یکمی تابستون میخواد . آره تابستون داغ روی شن های خیس ساحل . حالا کدوم ساحل ؟ درست حدس زدی عزیزم . سانتا مونیکا همونجایی بوسه هامون رو به موجها دادیم . بازهم تابستون میخوام همون تابستونی که زیر نئون های رنگارنگ تلو تلو میخوردیم و قهقهه میزدیم . فقط تا همین جا دستانم تحمل داشت تایپ کند که باز هم منتظر هستم ......
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی
فقط همین رو بس که سازندگان فیلم '' مادر قلب اتمی" قصد تمسخر یکی از شاهکارهای موسیقی رو داشته اند و یک شوخی لوس و بی مزه با چیزی که تابحال نشنیده اند . یک مورد از جلف بازی فرزندان قشر مرفه
برچسب:
نویسنده: نیکی کاظمی